
*قصه آشنايي ما آغازش در يك نگاه بود * * زير باران عشق تو پر كشيدن گناه بود* *ماه من خواب تورا ديدن در نيمه شب بود * * عالم بداند به خواب مرگ تنم در تب بود * *درجام شراب عكس زيباي تو براي من ساقي بود * *تنها لبخندي از كوروش در ياد من باقي بود* *چشمان نجيبم از هلهله ديدنش بر كف بود * * آوازه عشق من در هر دهان بر حرف بود * ...
ادامه مطلب
چه قدر بهت ميادرنگ سبز قشنگ روي اندام قشنگ پوشيده لباس تنگ نديدي چه طورشدم تماشاي قدوقامتت به تعدادنفسهام آفرين تاكه بشه باورت امروز براي توچه خوب باشي و سلامت مدال قهرماني تقدم تو مرد با شهامت صداي من ازرنگ لباس تو رسيده به اوج انگار كه لباس آبي دريا شكن روي موج ...
ادامه مطلب